عبیدی ۷۵؛ ۷۵ روایت از امید

پروژه عبیدی ۷۵ با هدف ساختن امید در دل هموطنان آغاز شد. هر روستا داستانی از امید، همدلی و زندگی برای گفتن دارد. این بخش، روایت کوتاهی از همین قصه‌های واقعی است؛ روایت‌هایی که یادآور تأثیر ماندگار «خانه‌های امید» در ۷۵ روستای ایران هستند.

قصه 3

خانه امید سه؛ شیره‌نی بهترین آرزویی که یه آدم می‌تونه داشته باشه همینه: بارون! خوانش: امیر رضویان نزدیک ظهر است...

بیشتر بخوانید

قصه 2

خانه امید دو؛ مادلو من آدم خوشبختی‌ام.... خوانش: شکرالله معماریان صورت استخوانی و چشم‌های سبزِ کمرنگِ تیله‌ای زیبایش،  نظرت را.......

بیشتر بخوانید

قصه 1

خانه امید یک؛ ایری‌بوجاق زندگی اینجا با ییلاق و قشلاق  معنی داره خوانش: غفار برارجانیان صبحِ هوای «کلیبر» خنک و...

بیشتر بخوانید