قصه 27
خانه امید بیست و هفت؛ لاران علیا کسی هست که نخواد تو بهشت زندگی کنه؟! خوانش:بهمن چهرایی «پاوه» سرمای سختی...
بیشتر بخوانید
خانه امید بیست و هفت؛ لاران علیا کسی هست که نخواد تو بهشت زندگی کنه؟! خوانش:بهمن چهرایی «پاوه» سرمای سختی...
بیشتر بخوانید
خانه امید بیست و شش؛ قالیچه امید من رو قدرتمند میکنه... خوانش: صادق شاهسون مسیر کرمانشاه به «ثلاث باباجانی» فصل...
بیشتر بخوانید
خانه امید بیست و پنج؛قیطول بهراموندی امید برای من سبزیِ، جوونه میزنه، گل میده خوانش: مهرداد خیردوست وقتی به روستای...
بیشتر بخوانید
خانه امید بیست و چهار؛ قاضی خان اینجا حاصلخیز نه، انارخیزه خوانش: نیلوفر عباسی «شاهین» بیست و چهارساله است و...
بیشتر بخوانید
خانه امید بیست و سه؛ گلوزه در این روستا، غریبه بودن معنایی ندارد خوانش: راضیه شور انگیز ایلام را عروس...
بیشتر بخوانید
خانه امید بیست و دو؛ طُره بُخاخ منم میخوام مثل پدر و عموهام با نخلها زندگی کنم خوانش: پگاه شایسته...
بیشتر بخوانید
خانه امید بیست و یک؛ ده عباس برای مطبم نقاشیهای بزرگ میکشم خوانش: پریناز خالقی قامت بلند نخلها خبر میدهد...
بیشتر بخوانید
خانه امید بیست؛ آبچندار گلال عسلهای اینجا درمون هزار دردن خوانش: محسن مهاجری اسمش را میپرسی، با چشمهایی که برق...
بیشتر بخوانید
خانه امید نوزده؛ امام آباد آدم مال اون خاکیه که توش ریشه داره... خوانش: شادی صمدی مسیر لردگان تا جایی...
بیشتر بخوانید
خانه امید هجده؛ خونگاه خاصیت مادر بودن اینه که برای لبخند بچههات همه کاری بکنی... خوانش: مهدی حاجی علی نزدیک...
بیشتر بخوانید
خانه امید هفده؛ منارجان من عاشق شاهنامهام.... خوانش: افشین شهرابی «منارجان» در میان کوههای زاگرسی و درست بین دو دره...
بیشتر بخوانید
خانه امید شانزده؛ مزرعهعرب کجا بهتر از جایی که حالت خوشباشه؟! خوانش: جعفر اسکندری اینجا یک قلعه گِلی قدیمی وجود...
بیشتر بخوانیدهمه حقوق این وبسایت متعلق به داروسـازی دکتـر عبیدی است. © 1405