عبیدی ۷۵؛ ۷۵ روایت از امید

پروژه عبیدی ۷۵ با هدف ساختن امید در دل هموطنان آغاز شد. هر روستا داستانی از امید، همدلی و زندگی برای گفتن دارد. این بخش، روایت کوتاهی از همین قصه‌های واقعی است؛ روایت‌هایی که یادآور تأثیر ماندگار «خانه‌های امید» در ۷۵ روستای ایران هستند.

قصه 75

خانه امید هفتاد و پنج؛ درکو زندگی برای یه مادر یعنی خوشبختی بچه‌هاش خوانش:مرجان زارع برای رسیدن به روستای «درکو»،...

بیشتر بخوانید

قصه 74

خانه امید هفتاد و چهار؛ خشت خلیج فارس قشنگ‌ترین چیزیه که تا حالا دیدم... خوانش:مرجان شادافزا روستای «خشت» در نزدیکی...

بیشتر بخوانید

قصه 72

خانه امید هفتاد و دو؛ سرمک فضا هنوز یه عالمه ناشناخته داره که کشفشون می‌کنم... خوانش:درسا رکنی هفتاد کیلومتر که...

بیشتر بخوانید

قصه 71

خانه امید هفتاد و یک؛ گورک خورشیدی زندگی وقتی سخته هم قشنگی‌های خودش رو داره خوانش:سعید سهام «گورک خورشیدی» از...

بیشتر بخوانید

قصه 69

خانه امید شصت و نه؛ خوانسار می‌خوام تاریخ نویس باشم شاید هم باستان‌شناس خوانش:مهشاد حاج کاظمی جاده رسیدن به روستای...

بیشتر بخوانید

قصه 65

خانه امید شصت و پنج؛ پود چاه آهنگری به من قدرت زندگی می‌ده خوانش:هستی مصرآبادی روستای«پود چاه» از توابع زاهدان...

بیشتر بخوانید