قصه 15
کتاب خانه امید خانه امید پانزده؛ علی آباد وقتی شهردار بشم اینجا یه پارک خیلی بزرگ میسازم خوانش: کرامه گنجور...
بیشتر بخوانید
کتاب خانه امید خانه امید پانزده؛ علی آباد وقتی شهردار بشم اینجا یه پارک خیلی بزرگ میسازم خوانش: کرامه گنجور...
بیشتر بخوانید
کتاب خانه امید خانه امید چهارده؛ لِبد زنبورداری یعنی زندگی... خوانش: سپیده بجست جاده مرتب پیچ و تاب میخورد و...
بیشتر بخوانید
کتاب خانه امید خانه امید سیزده؛ اسلامآباد روستایی شاد و بچههای پر هیاهو خوانش:عطا پارسا «اسلامآباد» روستایی است در بخش...
بیشتر بخوانید
کتاب خانه امید خانه امید دوازده؛ یحییآباد مهم اینه که دلت خوشباشه خوانش: ویدا هادی زاده «یحییآباد» از توابع آران...
بیشتر بخوانید
کتاب خانه امید خانه امید یازده؛ مُشکآباد اینجا شتر خاطرات کویرو برات زنده میکنه خوانش: مهرداد میرفخرایی «مشک آباد» از...
بیشتر بخوانید
کتاب خانه امید خانه امید ده؛ گُل من میخواهم دکتر بشم خوانش: علیرضا منادی «گُل» یکی از روستاهای استان آذربایجان...
بیشتر بخوانید
کتاب خانه امید خانه امید نه؛ گویجهقلعه من میخوام یه آدم تاثیرگذار باشم خوانش:احسان معینی درست در ورودی روستا، روی...
بیشتر بخوانید
کتاب خانه امید خانه امید هشت؛ جنیان میخوام کل روستا رو گُل بکارم خوانش:غزال علیزاده «جُنیان» روستایی مرتفع از توابع...
بیشتر بخوانید
کتاب خانه امید خانه امید هفت؛ خواجهمیر دوست دارم مهندسِ خونهها باشم... خوانش:شادی شهریاری در راه رسیدن به بانه، جنگلهای...
بیشتر بخوانید
کتاب خانه امید خانه امید شش؛ کیسلان عاشق اینم که درس بخونم خوانش:آدرینا آراکلیان تنها دختری است که در این...
بیشتر بخوانید
کتاب خانه امید خانه امید پنج؛ مزنآباد دلخوشی همین گرهزدن نخهای جاجیمه... خوانش: محمد جعفریان کنارِ خانه بهداشت، زنان بسیاری...
بیشتر بخوانید
کتاب خانه امید خانه امید چهار؛ گردهسور از امروز گردهسور نقاش دارد خوانش: پریناز سرانجام پور «گردهسور» یعنی کوه سرخ؛...
بیشتر بخوانیدهمه حقوق این وبسایت متعلق به داروسـازی دکتـر عبیدی است. © 1405