کتاب خانه امید

خانه امید پنجاه و هفت؛ چاهنو

همه کار رو با هم انجام می‌دیم

خوانش: مهدی سلیمانی

گوشه‌ای از حیاط نسبتا بزرگِ خانه بهداشت، بوی هیزمی که «عباس» و همسرش «عالیه» درست کرده‌اند، سرِحالت می‌کند. عالیه چادرش را به کمرش گره زده و هیزم‌های ریزتر را به آتش اضافه می‌کند. عباس کتری را برمی‌دارد و چای تازه دم می‌کند. بوی خوش چای همه جا را پر می‌کند. «چهل و پنج ساله که زن و شوهریم… تلخ و شیرین زیاد داشتیم با هم… ولی تا الان هیچ کاری رو تنهایی انجام ندادیم… همین چای درست کردن مگه چیه؟! ولی دوتایی با هم درستش کردیم…». عباس این‌ها را که می‌گوید یک استکان چای هیزمی تعارف می‌کند. عالیه می‌خندد و حرف‌های همسرش را ادامه می‌دهد: «کشاورزیم… توی حیاط خونه خودمون آویشن و پونه می‌کاریم… این گیاهان دارویی درمان هزار درده… همه کارو با هم انجام می‌دیم…». بعد درباره خواص دارویی گیاهان مختلف با تو حرف می‌زند و می‌گوید: «دارو جای خودش، اینا هم جای خودشون… به قول عباس اگه خاصیت نداشته باشن هم، خیلی خوشمزن.».
اگر شهر فردوس را به سمت غرب بروی، حدود یک ساعت بعد به روستای «چاهنو» می‌رسی. این منطقه از ایران هوایی گرم و خشک در تابستان و سرد و بارانی در زمستان دارد. در مسیر روستا و دو سمت جاده باغ‌های پسته و سنجد هم می‌بینی و این یعنی به بافتی صحرایی اما پر آب وارد شده‌ای. اما خود روستا که به نسبت روستاهای اطرافش مرتفع‌تر محسوب می‌شود، جایی است سر سبز و آب و هوای خوشی هم دارد. «عیسی» درباره چاهنو می‌گوید: «همیشه آب اینجا بیشتر از جاهای دیگه بوده… به خاطر همین هم سرسبزتره… سنجد، اکالیپتوس، انار، پسته و زعفران بیشترین چیزیه که اینجا کشت می‌شه… البته نه در حجم زیاد ولی می‌خوام بگم خاکش حاصلخیزه…».