قصه 63
خانه امید شصت و سه؛ لطف الله آدم هیچ وقت نباید از اصل خودش فاصله بگیره... خوانش:امیر خجسته گره روسریاش...
بیشتر بخوانید
خانه امید شصت و سه؛ لطف الله آدم هیچ وقت نباید از اصل خودش فاصله بگیره... خوانش:امیر خجسته گره روسریاش...
بیشتر بخوانید
خانه امید شصت و دو؛ آخوند غلامی هرجور زیبایی که بخوای اینجا پیدا میکنی... خوانش:الهام میر مسیر اطراف سیستان و...
بیشتر بخوانید
خانه امید شصت و یک؛ آرویز نرگس ها منتظرند کسی رو خوشحال کنند خوانش:علیرضا جعفری روز مادر از راه رسیده...
بیشتر بخوانید
خانه امید شصت؛ خونیک چهار تنگ مطمئنم یه روزی توی تیمملی بازی میکنم خوانش: عباس شالی «دَرمیان» در خراسان جنوبی...
بیشتر بخوانید
خانه امید پنجاه و نه؛ سینیدر زمین اینجا با زعفران خو گرفته خوانش: مصطفی سمی بر روستای عشایری «سینیدر»، جایی...
بیشتر بخوانید
خانه امید پنجاه و هشت؛ دستگردان ما با فرش بافی رنگ رو به کویر بی رنگ آوردیم خوانش: افسانه میر...
بیشتر بخوانید
خانه امید پنجاه و هفت؛ چاهنو همه کار رو با هم انجام میدیم خوانش: مهدی سلیمانی گوشهای از حیاط نسبتا...
بیشتر بخوانید
خانه امید پنجاه و شش؛ کافچ گردنبندهایی از اسپند در روستایی که عطر زعفران میدهد خوانش: ونوس نهادیان «کافچ» روستایی...
بیشتر بخوانید
خانه امید پنجاه و پنج؛ قومی ما و درختها به ایستادن در باد، عادت داریم خوانش:حمیده حسینی سرش را پایین...
بیشتر بخوانید
خانه امید پنجاه و چهار؛ شوریجه علیا اینجا بهترین جای دنیاست خوانش: رها اسماعیلی «شوریجه علیا» یک روستای مرزی از.......
بیشتر بخوانید
خانه امید پنجاه و سه؛ آمره چشمه های کوچک اینجا برای ما نعمتن! خوانش:شادی دلخوش برای رسیدن به روستای «آمر»،...
بیشتر بخوانید
خانه امید پنجاه و دو؛ آلودر چهارده سال دیگه،یه مهندس شدم... خوانش: بهزاد کبیری «آلودر» از توابع خُنداب در استان...
بیشتر بخوانیدهمه حقوق این وبسایت متعلق به داروسـازی دکتـر عبیدی است. © 1405