عبیدی ۷۵؛ ۷۵ روایت از امید

پروژه عبیدی ۷۵ با هدف ساختن امید در دل هموطنان آغاز شد. هر روستا داستانی از امید، همدلی و زندگی برای گفتن دارد. این بخش، روایت کوتاهی از همین قصه‌های واقعی است؛ روایت‌هایی که یادآور تأثیر ماندگار «خانه‌های امید» در ۷۵ روستای ایران هستند.

قصه 62

خانه امید شصت و دو؛ آخوند غلامی هرجور زیبایی که بخوای اینجا پیدا می‌کنی... خوانش:الهام میر مسیر اطراف سیستان و...

بیشتر بخوانید

قصه 60

خانه امید شصت؛ خونیک چهار تنگ مطمئنم یه روزی توی تیم‌ملی بازی می‌کنم خوانش: عباس شالی «دَرمیان» در خراسان جنوبی...

بیشتر بخوانید

قصه 59

خانه امید پنجاه و نه؛ سینیدر زمین اینجا با زعفران خو گرفته خوانش: مصطفی سمی بر روستای عشایری «سینیدر»، جایی...

بیشتر بخوانید

قصه 56

خانه امید پنجاه و شش؛ کافچ گردنبندهایی از اسپند در روستایی که عطر زعفران می‌دهد خوانش: ونوس نهادیان «کافچ» روستایی...

بیشتر بخوانید

قصه 54

خانه امید پنجاه و چهار؛ شوریجه علیا اینجا بهترین جای دنیاست خوانش: رها اسماعیلی «شوریجه‌ علیا» یک روستای مرزی از.......

بیشتر بخوانید

قصه 52

خانه امید پنجاه و دو؛ آلودر چهارده سال دیگه،یه مهندس شدم... خوانش: بهزاد کبیری «آلودر» از توابع خُنداب در استان...

بیشتر بخوانید