قصه 51
خانه امید پنجاه و یک؛ تواندشت علیا دوست دارم مخترع بشم خوانش: ریحانه حسینی «شازند» در جنوب غربی استان مرکزی...
بیشتر بخوانید
خانه امید پنجاه و یک؛ تواندشت علیا دوست دارم مخترع بشم خوانش: ریحانه حسینی «شازند» در جنوب غربی استان مرکزی...
بیشتر بخوانید
خانه امید پنجاه؛ مجریه اگه گرما نباشه، خرما کجا بود؟! گرما نعمته واسه ما... خوانش: زهره سبحانی جایی که خانه...
بیشتر بخوانید
خانه امید چهل و نه؛ روستای فارسیه من عاشق شعرم خوانش: سجاد مسافر رحمتی شوشتر را با پیشینهای به قدمت...
بیشتر بخوانید
خانه امید چهل و هشت؛ جاجو همه یاد بگیرن سلامتی خیلی مهمه... خوانش: حنانه عمرانی برای رسیدن به روستا، از...
بیشتر بخوانید
خانه امید چهل و هفت؛ طاهر آباد وقتی شهردار شدم، تند تند برای بچهها پارک میسازم خوانش: الهه یوسفی «بیتا»...
بیشتر بخوانید
خانه امید چهل و شش؛ انجیره میخوام بزرگترین جاجیم دنیا رو با کمک دخترهای روستا ببافم خوانش:مهسا حاج کرمی روستای...
بیشتر بخوانید
خانه امید چهل و پنج؛ بان سرو قرار است به دنیایی از صلح برسی خوانش:میترا اسدپور وقتی به سمت شمالغربی...
بیشتر بخوانید
خانه امید چهل و چهار؛ چشمه نادی چه فرقی میکنه؟! انسان انسانه... خوانش:هدی فرجی غربیترین قسمت نقشه سمنان از توابع...
بیشتر بخوانید
خانه امید چهل و سه؛ ایج شب چله آدمها رو کنار هم نگه میداره خوانش:نگین کبریایی «ایج» روستایی است از...
بیشتر بخوانید
خانه امید چهل و دو؛ کوه زر هر چیزی که پر از رنگ باشه، دلخوشی منه... خوانش:علی امیری اینجا در...
بیشتر بخوانید
خانه امید چهل و یک؛ آق قلعه قازانقایه دوستام قوت قلب من هستند خوانش:نیما برارجانیان وقتی از مراوه تپه به...
بیشتر بخوانید
خانه امید چهل؛ محمد آباد پایین قول دادم دیپلم بگیرم و بعدش برم دنبال نجاری... خوانش: فرشته اسدی خودش را...
بیشتر بخوانیدهمه حقوق این وبسایت متعلق به داروسـازی دکتـر عبیدی است. © 1405