قصه 39
خانه امید سی و نه؛ اونق یلقی سفلی «آلما گل» یعنی شکوفه سیب خوانش: علی ملکی «اونقیلقی» سفلی روستایی زیبا...
بیشتر بخوانید
خانه امید سی و نه؛ اونق یلقی سفلی «آلما گل» یعنی شکوفه سیب خوانش: علی ملکی «اونقیلقی» سفلی روستایی زیبا...
بیشتر بخوانید
خانه امید سی و هشت؛ صَلَحدار کُلا هیچ چیز تو این دنیا، اندازه بچهها امیدبخش نیست خوانش: سعید باقری عطر...
بیشتر بخوانید
خانه امید سی و هفت؛ طُویدره سخت نیست... از پسش برمیام خوانش: فریبا طهماسبی «مرزنآباد» را که رد کنی به...
بیشتر بخوانید
خانه امید سی و شش؛ خانعلی کندی الهی شب زندگیتون صبح بشه... خوانش: میلاد سمیعی راه زیادی از «بیله سوار»،...
بیشتر بخوانید
خانه امید سی و پنج؛ اسدقشلاقی مادرم میگه خیالم از شماها راحته چون همیشه هوای هم رو دارید... خوانش: صالحه...
بیشتر بخوانید
خانه امید سی و چهار؛ احمدلوی آقداغ امید برای من یعنی لبخند یک کودک عشایر خوانش: عاطفه کاظمی موهایش را...
بیشتر بخوانید
خانه امید سی و سه؛ آقاولر مریان زندگی همین چیزیه که میبینی، همین قدر ساده و قشنگ... خوانش: همایون سماوات...
بیشتر بخوانید
خانه امید سی و دو؛ لام بشکست اینجا زندگی رنگ و بوی بهتری داره... خوانش: ریحانه نداف تمام مسیر، غرق...
بیشتر بخوانید
خانه امید سی و یک؛ نوده وطن یعنی جایی که نخوای ازش بری خوانش: احسان دولت آبادی حوالی رودبار، مسیری...
بیشتر بخوانید
خانه امید سی؛ تکیه بوی نان یعنی بوی زندگی خوانش: مرتضی داستانی «تکیه» روی بلندیهای بیجارِ زنجان....
بیشتر بخوانید
خانه امید بیست و نه؛ کانی گلزار خاک اینجا هر دونهای رو گلزار میکنه خوانش: آرمان فرجیان «کانی یعنی چشمه،...
بیشتر بخوانید
خانه امید بیست و هشت؛ میرزا ولی مادر شدن مثل دوباره به دنیا اومدنه... خوانش: مهسا ستوا برای رسیدن به...
بیشتر بخوانیدهمه حقوق این وبسایت متعلق به داروسـازی دکتـر عبیدی است. © 1405